این سایت در زمینه آموزش زبان انگلیسی بصورت آنلاین و حضوری فعالیت می کند    02166553711

شروع کردن و آغاز کردن ، به معنای تولد یک رخداد و خلق یک اتفاق است.

میتواند از شروع کردن چیز های ساده و کوچک آغاز شود.

میتواند بیانگر آغاز ، سپس استمرار و ادامه ی یک موضوع باشد.

در زبان انگلیسی برای شروع و آغاز از واژه های start و begin استفاده میشود که هر یک را مفصلا بررسی کرده و شرح میدهیم.

 

واژه ی  start در دیکشنری :

در ابتدا به بررسی این واژه در دیکشنری میپردازیم . این واژه معانی و کاربرد های متعدد دارد که به ترتیب آنها را بررسی میکنیم.

Start  به معنای شروع شدن است و یک فعل ناگذر میباشد.

این فعل علاوه بر begin با لغت get under way نیز مترادف و هم معنی است.

 

به این مثال توجه کنید :

  • The theater starts at 8:00.
  • ترجمه : تئاتر ساعت 8 شروع می‎شود.

 

Start به معنای آغاز کردن و شروع کردن است و در جایگاه فعل گذرا به کار میرود.

این فعل با لغات begin , commence , initiate  و launch مترادف و هم معنی است و از طرفی با لغات  cease , end , finish  و stop متضاد است.

در تعریف و توضیح این فعل آمده است که start به طور کلی برای ابراز آغاز و یا شروع هر چیزی ، هر رویدادی و هر کاری در یک زمان و مکان معین و مشخص استفاده میشود.

مثلا اینکه بگوییم ساختن یک مجتمع از ماه آپریل آغاز شده است و یا اینکه درس خواندن را از ساعت 5 آغاز میکنم و این قبیل جملات.

 

به این مثال توجه کنید :

  • They started building the complex in April.
  • ترجمه : آنها ساختن مجتمع را در ماه آپریل آغاز کردند.

 

Start به معنای روشن کردن است و به عنوان یک فعل گذرا و ناگذر مورد استفاده قرار میگیرد.

این لغات باکلمات activate , start up و turn on مترادف و هم معنی است و از طرفی با عبارت turn off متضاد و مخالف میباشد.

 

به این مثال توجه کنید :

  • The car wouldn’t start.
  • ترجمه : ماشین روشن نمیشود.

 

*توجه : این معنی مربوط به این بخش از مقاله نیست و صرفا جهت آشنایی کامل شما با معانی مختلف واژه آورده شده است.

 

*یک نکته ی مهم  :

همچنین فعل start در معانی تاسیس کردن و افتتاح کردن ، یکه خوردن و تعجب کردن و از جا پریدن نیز در جایگاه فعل گذرا و ناگذر کاربرد داشته و استفاده میشود.

به این دو مثال توجه فرمایید :

  • She started her own software company.
  • ترجمه : او شرکت نرم افزاری خود را تاسیس کرد.

 

  • The sudden noise made her start.
  • ترجمه : صدای ناگهانی او را از جا پراند.

 

Start  به معنای آغاز ، ابتدا و شروع است که در جایگاه اسم قابل شمارش به کار میرود.

در این حالت با واژه های beginning  و onset مترادف و هم معنی است و با واژه های conclusion , ending  و  finish متضاد و مخالف است.

در تعریف این واژه آمده است که start اشاره ای مستقیم به لحظه ی آغاز و نقطه ی ابتدایی و شروع یک رخداد ، دارد

 

به این مثال ها توجه کنید :

  • That football game had a bad start.
  • ترجمه : آن بازی فوتبال آغاز بدی داشت.
  • Angela’s journey from start to finish was unparalleled.
  • ترجمه : مسافرت آنجلا از ابتدا تا انتها بی نظیر بود.

 

  • I am planning to go abroad to get a new start.
  • ترجمه : من تصمیم دارم به خارج از کشور بروم تا شروع جدیدی داشته باشم.

 

  • واژه ی begin در دیکشنری :

در ابتدا به بررسی این واژه در دیکشنری میپردازیم .

 

Begin به معنای شروع شدن ، آغاز کردن و شروع کردن است.

این لغت در جایگاه فعل و به صورت فعل گذرا و ناگذر استفاده میشود.

فعل begin با لغات initiate , launch , set up  و start هم معنی و مترادف است .

همچنین با لغات cease , close , end  و finish متضاد و مخالف میباشد.

 

در تعریف این لغت آمده است که begin به معنای شروع کردن یک کار و یا یک اتفاق از اغاز است.

 

  • بررسی و مقایسه ی start و begin با یکدیگر :
  1. از نظر معنایی این دو واژه با یکدیگر تفاوتی ندارد و آنچه این دو را از یکدیگر متمایز میکند تفاوت گرامری و  کاربردی آنها است :

لغت start استفاده ی بیشتری در محاوره دارد.

 

به این مثال ها توجه کنید :

  • ?What time does the concert start/begin
  • ترجمه : کنسرت چه ساعتی شروع میشود ؟
  • She started / began working here three months ago.
  • ترجمه : او سه ماه پیش اینجا شروع به کار کرد.

 

  1. هرگاه بخواهیم در مورد سلسله و مجموعه ای از اتفاقات صحبت کنیم از واژه ی begin استفاده میکنیم .

مثال :

  • The story begins on the island of Corfu.
  • ترجمه : داستان از جزیره ی کورفو شروع میشود.

 

  1. هرگاه بخواهیم عنوان کنیم که کسی یا چیزی مسبب یک رخداد شده است از لغت start استفاده میکنیم.

به این مثال توجه کنید :

  • ?Who do you think started the fire
  • ترجمه : فکر میکنی چه کسی باعث اتش سوزی شد ؟

 

  1. فعل begin عموما برای اشاره کردن به قسمت ابتدایی یک امر به کار میرود .

 

  1. هنگامی که دو فعل start و begin در حالت ناگذر استفاده میشوند معنای یکسانی دارند اما در حالت گذرا با هم متفاوت اند.
    در حالت گذرا ، فعل begin به معنای شروع کردن یک چیز از اول آن است اما start لزوما به معنای شروع از ابتدا نیست.

 

  1. تفاوت دیگری که بین این دو فعل وجود دارد این است که در معنای لغت start یک موجب شدن و باعث شدن نهفته است که در begin وجود ندارد.

 

  1. بعد از دو فعل begin و start فعلِ بعدی به صورت to + verb یا verb + ing استفاده میشود

 

مثال :

 

  • I didn’t start worrying / to worry until she was 2 hours late.
  • ترجمه : نگرانی ام وقتی شروع شد که او دو ساعت دیر کرد.

 

  1. هر گاه از افعال starting و beginning استفاده کنیم ، فعل بعدی به صورت to + verb خواهد آمد.

 

مثال :

  • It’s starting / beginning to rain
  • ترجمه : دارد باران میگیرد.

 

 

 

 

دریافت رایگان:

ویدئو 1.5 ساعته آموزش 7 نکته در زبان انگلیسی

+

کوپن تخفیف 20% شرکت در دوره انلاین گرامر زبان

برای دانلود ویدئو، ایمیل خود را وارد کنید تا آن را برای شما ارسال کنیم.